خرید بک لینک

در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «عوامل موثر بر کیفیت ذرت سیلویی در جیره گاوهای شیری» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

آب‌وهوای نسبتاً خشک و خنک در طی فصل رشد سبب بهبود کیفیت تغذیه­ای ذرت سیلویی می­شود. با این­حال، تنش آبی ملایم سبب تحریک تولید دانه می­شود. به نظر می‌رسد دماهای خنک (به‌ویژه در طی شب) از توسعه­ی دیواره سلولی ثانویه که بر گوارش‌پذیری الیاف تأثیر منفی دارد ،جلوگیری نموده و بنابراین قادر به بهبود خصوصیات تغذیه­ای گیاه از جمله گوارش­پذیری است. عدم وجود آب کافی مهم‌ترین عامل محدودکننده رشد و ذرت است. شرایط رشد گیاه در دوران پیش و پس از ظهور کلاله اثر متفاوتی بر ارزش تغذیه‌ای ذرت سیلو شده دارد. این موارد در ادامه متن مورد بررسی قرار گرفته است.

به‌طورکلی، تنش آبی در  مراحل رویشی گیاه باعث افزایش گوارش‌پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی می‌شود. دماهای بالاتر از معمول، سبب محدود شدن اثرات مثبت تنش آبی بر گوارش پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی شده و  شرایط مرطوب‌تر از معمول در طی رشد رویشی باوجود افزایش مقدار کل محصول تولیدی بواسطه افزایش طول گیاه، منجر به کاهش گوارش‌پذیری الیاف می­شود. گوارش‌پذیری نشاسته در گیاه کامل سیلو شده به‌طور عمده تحت تأثیر نوع فرآوری، مرحله بلوغ در زمان برداشت، و طول زمان تخمیر در سیلو پیش از تغذیه قرار می­گیرد. مقادیر گوارش‌پذیری نشاسته در کل دستگاه گوارش می­تواند در محدوده­ی 20 درصدی متغیر باشد (4). گوارش‌پذیری شکمبه‌ای الیاف نامحلول در شوینده خنثی، میزان ماده خشک مصرفی و تولید شیر را در گاوهای شیری تحت تأثیر قرار می­دهد.  مقادیر گوارش‌پذیری شکمبه‌ای الیاف نامحلول در شوینده خنثی در ذرت کامل سیلوشده می­تواند بیش از 20 درصد متغیر باشد که به‌طور عمده به مقدار لیگنین و نوع هیبرید ذرت بستگی دارد. (5 و 6). به استثنای هیبرید رگبرگ قهوه‌ای (BMR)، واریانس ژنتیکی گوارش پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی در بین هیبریدهای ذرت بسیار کم است.

عوامل مختلفی همانند مرحله بلوغ، طول برش، فرآوری دانه و ارتفاع از زمین در هنگام برداشت در کنار عواملی همانند میزان ماده خشک مصول قبل از فرایند سیلو را می­توان از جمله عوامل مدیریتی موثر بر میزان تولید و کیفیت علوفه تولیدی دانست. علاوه بر این  فرآوری دانه ذرت سیلو شده، می­تواند تأثیر قابل ملاحظه­ای بر بهبود گوارش‌پذیری نشاسته در محدوده وسیعی از مقادیر ماده خشک و طول برش اعمال نماید. با این­حال ت.وجه به این مطلب ضروری است که فرآوری دانه قادر به جبران اثرات منفی ماده خشک بسیار بالا و طول برش فرضی بسیار بلند در هنگام سیلوسازی بر گوارش‌پذیری نشاسته در کل دستگاه گوارش نیست.

با افزایش ارتفاع برداشت از 15 به 45 سانتی‌متر، میزان کل ماده خشک تولیدی ذرت سیلو شده کاهش یافت. با این­حال، افزایش در میزان شیر برآورد شده در شرایط برون­تنی و کارایی مصرف خوراک در شرایط درون­تنی به ازای هر تن علوفه سیلویی مصرف شده با افزایش ارتفاع برش را می­توان به بدلیل باقی ماندن بخش بیشتری از لیگنین و الیاف نامحلول در شوینده خنثی در مزرعه و محتوای نشاسته بیشتر و  ضرایب بالاتر گوارش پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی در گیاه سیلوشده، نسبت داد. در مزارع با خاک درحال فرسایش، با استفاده از  برش بلند در حین برداشت، می‌توان بدون کاهش قابل توجه میزان شیر تولیدی به ازای هر هکتار، بقایای زراعی سودمندتری را در مزرعه باقی گذاشت. علاوه بر این، باتوجه به تمایل  نیترات‌ها در بخش پایینی ساقه، افزایش ارتفاع گیاه از سطح زمین در زمان درو می­تواند گزینه مدیریتی مناسبی در جهت کاهش خطر ابتلا به مسمومیت نیتراتی در شرایط خشک‌سالی باشد.

مدیریت برداشت و سیلو کردن علوفه

موارد مربوط به مدیریت برداشت از جمله مرحله بلوغ در زمان برداشت، پژمرده سازی و نحوه فرآوری محصول برداشت شده به میزان قابل توجهی فرایند مدیریت سیلو را تحت تأثیر قرار می­دهد. مشکلات آب و هوایی پیش­بینی نشده در فاز پیش از برداشت گیاه نظیر سیل، خشک‌سالی، طوفان، تگرگ و سرمای زودرس، قادر به تحت تأثیر قرار دادن و به مخاطره انداختن اهداف گاوداران در تولید علوفه با کیفیت عالی بمنظور رسیدن به حداکثر قابلیت تولید گله است. وقوع مشکلات آب و هوایی فوق­الذکر با افت میزان تولید و کاهش کیفیت علوفه سیلو شده، سبب کاهش میزان موجودی علوفه سیلو شده می‌شوند.

کاهش تشکیل دانه در ذرت نابالغ، غلظت نشاسته را در زمان برداشت ذرت کامل سیلویی کاهش می‌دهد. کیفیت محصول دارای تنوعی از علوفه ذرت سیلو شده بدون خوشه (بدون دانه و فاقد نشاسته‌ای) تا محصولی با کاهش حداقل 5 تا 6 درصدی در میزان نشاسته، نسبت به گیاه برداشت شده در شرایط عادی است. مقدار زیاد قند محلول در ذرت کامل سیلویی نابالغ باید موردتوجه متخصصین تغذیه باشد. با این­حال، امکان افزایش گوارش‌پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی سیلو شده در ذرت کامل سیلویی برداشت‌شده در شرایط استرس ملایم خشکی و گرمایی در زمان رشد وجود دارد. اندازه­گیری مقادیر نشاسته، قند و میزان گوارش پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی در ذرت کامل سیلویی نابالغ امری ضروری بمنظور متوازن کردن جیره‌ها است. ذرت آسیب‌دیده آب و هوایی خشک به نظر رسیده و ممکن است پرورش­دهندگان تمایل به سیلو نمودن آنها بلافاصله پس از برداشت داشته باشند. بااین­حال، ذرت نابالغ ممکن است دارای مقدار زیادی رطوبت در ساقه بوده و لذا تعیین مقادیر ماده خشک گیاه کامل، برای برداشت و ذخیره سیلویی در سطوح مطلوب ماده خشک بسیار ضروری است.

مدیریت ذرت آسیب‌دیده از سیلاب

سیلاب قادر به  آلوده  نمودن فرآورده‌های زراعی با مقادیر زیادی باقی‌مانده‌های آلی است که نتیجه آن را می­توان سطوح بالای مخمر، کپک و اسپورهای باسیلوس در علوفه سیلویی دانست که همراه گیاه وارد سیلو شده و توجه ویژه درزمینه­ی مدیریت سیلو نظیر پوشش­دهی سطح سیلو و  حفظ مقادیر مناسب برداشت در زمان خوراک­دهی، بمنظور پیش‌گیری از ناپایداری هوازی را دوچندان می­کند. باتوجه به شسته شدن باکتری‌های تولیدکننده اسیدلاکتیک طبیعی گیاه در اثر سیلاب، استفاده از افزودنی‌های سیلو بمنظور دستیابی به کیفیت مناسب علوفه­ی سیلوشده باید موردتوجه واقع شود. پایش مقادیر سموم قارچی ها و خاکستر در علوفه سیلو شده در زمان تخلیه­ی سیلو بمنظور خوراکدهی توصیه شده است. استفاده از علوفه سیلویی آسیب‌دیده از سیل در قالب جیره غذایی، می‌تواند سبب  تغییر فرایندهای مدیریت تغذیه­ای شود. برداشت محصول آسیب‌دیده از سیل نیازمند رعایت مواردی از قبیل  ارزیابی دقیق میزان ماده خشک در زمان برداشت، ذخیره جداگانه علوفه سیلابی، انتخاب مزارع کمتر آسیب دیده‌ برای تولید علوفه سیلو شده، برداشت علوفه از بالای خط لجن، استفاده از افزودنی‌های باکتریایی مناسب، پایش سموم قارچی ها و خاکستر است. با این­وجود، استفاده از این نوع علوفه ممکن است سبب افزایش تعداد گاوهای مبتلا به لیستریوزیس و افزایش مسمومیت با فلزات سنگین شود.

عوامل مؤثر بر کیفیت علوفه سیلو شده

به‌منظور کاهش مدت‌زمان مرحله هوازی اولیه در فرآیند تخمیر، سرعت در پر کردن ساختمان سیلو بسیار پراهمیت است. با این­حال برقراری توازن بین مقدار علوفه ورودی به ساختمان سیلو با سرعت فرایند فشرده‌سازی ضروری است. سرعت­های بسیار بالای ورود علوفه به سیلو، ممکن است شرایطی را فراهم آورند که تراکتورهای مسئول فشرده سازی علوفه، زمان لازم برای خارج نمودن کافی هوا از محصول سیلوشده را نداشته باشد. روش مناسب در پر کردن مخزن سیلو، پر کردن از عقب به جلو، به‌جای پر کردن از پایین به بالا است.

استفاده از ماشین­های جدید برداشت با ظرفیت بالا، ضرورت استفاده از  تراکتورهای کافی با وزن مناسب، به‌منظور دست‌یابی به سطوح مطلوب فشرده‌سازی، را اجتناب ناپذیر نموده است. ضرورت وجود یک تراکتور 800 پوندی به ازای هر تن در هر ساعت ظرفیت برداشت یا پر کردن سیلو، یک قانون سرانگشتی خوب محسوب می­شود. به‌عنوان‌مثال اگر سرعت پر کردن 100 تن در هر ساعت باشد، 80000 پوند تراکتور برای فشردن مطلوب موردنیاز است. بستن و پوشاندن مناسب ساختمان‌های کپه‌ای و خندقی بمنظور تحریک تخمیر مناسب و کیفیت مناسب نگهداری علوفه­ی سیلویی یک ضرورت است. معمولا کل سطح سیلو با پلاستیک پوشانده شده و از تعداد زیادی لاستیک برای نگه‌داری پوشش پلاستیکی استفاده می‌شود. پوشاندن مناسب علوفه‌­ی سیلو شده، علاوه بر حداقل نمودن میزان کپک زدگی، سبب کاهش هدررفت نامحسوس ماده خشک می­شود. عدم پوشش مناسب علوفه­ی سیلو شده، سبب نفوذ هوا تا عمق سیلو شده و با فراهمی اکسیژن برای تخمیر هوازی، سبب استفاده­ی میکروارگانیسم‌های هوازی از اکسیژن و کربوهیدرات‌های محلول در آب و تولید حرارت، آب و دی‌اکسید کربن می­شوند. بر اساس نتایج تحقیات میزان هدررفت ماده خشک در این بخش، 33 درصد بیش‌تر از بخش­های زیرین است. پوشاندن مناسب سطح سیلو، با حذف افت 33 درصدی ماده خشک، سبب ایجاد نسبت بازگشت سرمایه به هزینه­ی 4:1 می­شوند. محصولات پوششی مقاوم به نفوذ اکسیژن وجود دارند که علاوه بر کاهش سطوح آلوده به کپک در سطح سیلو، کارایی مناسبی در کاهش اتلاف ماده خشک در  محدوده­ی 3 تا 4 فوت بالای سیلوهای افقی دارند .

پیامدهای ناشی از کیفیت نامناسب علوفه سیلو شده

پیامدهای ناشی از تغذیه­ی علوفه سیلو شده باکیفیت نامناسب، حاصل عدم رعایت دستورالعمل­های مدیریتی پی­آیند در تولید علوفه سیلویی و  تخمیر نامناسب متعاقب آن است. در این ارتباط عدم ثبات هوازی و علوفه سیلو شده کلستریدیایی (تخمیر ثانویه)، را می­توان از مهمترین نتایج عدم رعایت دستورالعمل­های مدیریتی  دانست. سیلو کردن علوفه با رطوبت کمتر از 60 درصد، سبب ایجاد عدم ثبات هوازی در سیلو شده و درمقابل رطوبت بیش از 70 درصد در علوفه­های مورد استفاده در تهیه سیلو، با تشویق تخمیر ثانویه سبب فراهم نمودن محیط برای تخمیر کلستریدیایی می­شود. ماندگاری کم خوراک در آخور ( دمای بالای علوفه یا جیره کامل)، دسترسی پایین انرژی بالقوه قابل دسترس، تولید کپک‌ها، کاهش مصرف خوراک توسط دام و مشکلات تولید و پیامدهای ناشی از وجود سموم قارچی (مایکوتوکسین­ها)، از مهمترین نشانه­های ناپایداری هوازی است. مخمرهای خاک­زی، قارچ­ها و اسپورهای باسیلوس، از جمله میکروارگانیسم های فاسد کننده‌ای هستند که در حین برداشت محصولات زراعی با آن‌ها ترکیب می‌گردند. این ارگانیسم­ها همیشه در محصولات زراعی سیلویی وجود داشته و با ورود اکسیژن به محیط سیلو، تکثیر می‌یابند. سیلو کردن محصولات زراعی با رطوبت پایین‌تر از مقادیر توصیه‌شده، فشردن ناکافی، نداشتن پوشش در سطح سیلو و سرعت کم برداشت از سیلو، با فراهم نمودن امکان نفوذ هوا به داخل سیلو و یا به دام افتادن هوا در آن، منجر به فعالیت هوازی میکروارگانیسم های فاسد کننده­ی هوازی، تولید هاگ و درنهایت سبب تولید گرما و مشکلات مرتبط با کاهش خوش‌خوراکی می­شوند می‌گردد. ناپایداری هوازی ایجادشده به‌وسیله فعالیت باسیلوس­های خاک­زی، با ایجاد گرمای زیادی در سیلو سبب توسعه­ی واکنش میلارد (اتصال پروتئین به الیاف) و تبدیل بخشی از پروتئین خام خوراک به پروتئین متصل به الیاف (نیتروژن نامحلول در شوینده اسیدی) می‌گردد. محصولات زراعی علوفه‌ای و غله­ای ناپایدار شده با باسیلوس­های  هوازی خشک و پرزدار به نظر رسیده، داغ بوده و دارای ظاهری سیاه یا قهوه‌ای و بوی تنباکو هستند. محصول سیلوشده­ی درگیر با تخمیر ثانویه کلستریدیومی، علوفه­ای سبز رنگ، لزج و غیر خوش‌خوراک بوده و در اغلب اوقات میزان افت ماده خشک بیش از 50 درصد است. در علوفه­هایی که با رطوبت بیش از 70 درصد سیلو می­شوند، جمعیت وسیعی از باکتری‌های کلستریدیومی بجای لاکتوباسیل­ها (باکتری‌های تولیدکننده اسیدلاکتیک) در سیلو غالب شده و سبب پی­ریزی نوع دیگری از تخمیر خواهند شد. بنابراین ارززیابی میزان ماده خشک محصولات علوفه­ی سیلویی در زمان برداشت، بمنظور اجتناب از  برداشت محصول با رطوبت 70 درصد یا بیش‌تر، با هدف پیشگیری از خطر عوامل فاسد کننده کلستریدیایی (افزایش غلظت بوتیرات، آمونیاک و آمین­ها؛ کاهش ماده خشک مصرفی و تولید شیر در گاوهای شیرده و کتوز در گاوهای دوره انتقال)، جلوگیری شود. باکتری‌های کلستریدیومی بی‌هوازی قادر به تجزیه لاکتات و اسیدآمینهها بوده و با تولید بوتیرات از اسیدلاکتیک، منجر به تولید سیلویی با pH بالاتر از 5/4 و ایجاد سیلوی ترش و غیرخوش خوراک می­شوند. بوتیرات می‌تواند با کاهش ماده خشک مصرفی، به‌طور بالقوه نشخوارکنندگان را به کتوز مبتلا نماید. توصیه‌های تغذیه­ای محدود نمودن مصرف روزانه بوتیرات به 50 گرم یا کمتر در گاوهای خشک و 75 گرم یا کمتر در گاوهای تازه‌زا است. مصرف سطوح بالاتر از 150 گرم در روز در گاوهای خشک، خطر ابتلا به کتوز را افزایش می­دهد (جدول 9 حد آستانه‌های تغذیه علوفه­ی سیلو شده­ بوتیراتی را در گاوهای اوایل شیردهی نشان می‌دهد). این مقدار در سایر مراحل شیردهی، مصرف روزانه فراتر از 250 گرم بوتیرات است. (53). برای مثال، اگر یک گاو خشک روزانه مقادیر اندکی یونجه سیلو شده (حدود 3 پوند؛ حاوی 1 درصد بوتیرات) مصرف کند، میزان دریافت روزانه بوتیرات 66 گرم و فراتر  از حد آستانه‌ای 50 گرمی بوتیرات خواهد بود. دلیل افزایش غلظت نیتروژن آمونیاکی (درصدی از کل نیتروژن) در این سیلوها تجزیه­ی آنزیمی پروتئین به آمونیاک و سایر فرآورده‌های نهایی نیتروژن­دار  همانند آمین‌ها و آمیدها، ، توسط باکتری‌های کلستریدیایی است که با کاهش خوش‌خوراکی علوفه سیلو شده، سبب کاهش ماده خشک مصرفی در گاو می­شود. باتوجه به این، مقادیر آمونیاک اندازه‌گیری شده در علوفه­ی سیلوشده، می­تواند به به­عنوان شاخصی در تشخیص امکان حضور سایر محصولات نیتروژنی ایجاد کننده­ی مشکلات تغذیه‌ای مورد استفاده قرار گیرد. مقدار مناسب نیتروژن آمونیاکی به­صورت درصدی از کل مقدار نیتروژن در ذرت و سایر غلات سیلوشده کم‌تر از 10 درصد و در علوفه­ی لگومینه یا گندمیان سیلو شده کمتر از 15 درصد است.

 

 

 

 

 

برش،  تخلیه و مصرف علوفه سیلو شده در جیره­ی غذایی

 

ایمنی در سیلو

بمنظور سنجش کیفیت علوفه سیلو شده در زمان برش، تخلیه و بارگیری، نزدیک شدن به سیلوهای افقی بمنظور انجام مشاهدات و نمونه‌ برداری ضرورت دارد. در بسیاری از موارد ارتفاع زیاد سیلوهای افقی، سبب کاهش ایمنی آنها می­شود. آویزان بودن علوفه سیلویی از این ارتفاع در اثر  سست شدگی ناشی از عملیات برداشت، سبب افزایش خطر سقوط، ایجاد آسیب و جراحات جدی و حتی مرگ می­شود. در موقعیت­های مشابه با این مورد، برداشت نمونه قابل تعمیم توسط تجهیزات مکانیکی و  نمونه­برداری ثانویه و انجام مشاهدات در محلی امن، توصیه می­شود. گاز متصاعد شده از سیلوها، به‌ویژه سیلوهای برجی، در زمان پر کردن سیلو و تا 3 هفته پس از بستن سیلو، خطر دیگر پیش­روی افرادی است که در این محل کار می­کنند. این امر بواسطه وجود امکان احیای نیترات ( ترکیب نیترات با اسیدهای آلی) به گاز کشنده سیلو (اکسید نیتریک) و تجزیه متعاقب اکسید نیتریک به آب و مخلوطی از اکسیدهای نیتروژنی شامل اکسید نیتروژن، دی‌اکسید نیتروژن و تری اکسید نیتروژن ایجاد می‌شود. این اشکال نیتروژن، به‌صورت یک توده گاز قهوه‌ای سنگین‌تر از هوا در اتمسفر آزاد شده و برای انسان و دام کشنده است. توصیه بر روشن شدن فن­های دمنده‌های سیلو حداقل 15 دقیقه پیش از ورود به سیلوهایی است که به‌تازگی پرشده‌اند.

نمونه­گیری از علوفه­ی سیلوشده

نمونه گرفته شده برای انجام آزمون­های آزمایشگاهی تغذیه­ای باید تاحد امکان، نمونه­ای توصیفی  از کل بخش دیواره جلویی در حال برداشت سیلو باشد. نمونه­های تهیه شده از علوفه­های سیلوشده دارای مشکلات تغذیه­ای باید به­صورت مستقیم از سیلو برداشت شده و باتوجه به امکان مخلوط شدن نمونه موردنظر با سایر اجزای خوراک یا بخش­های فاقد مشکل سیلو نباید نمونه برداری را هنگام خروج از فیدر خوراک کاملا مخلوط شده یا از ناودان دستگاه برش سیلوی عمودی انجام داد. بیشترین میزان مشکلات سیلو، اغلب در نواحی کانونی و مرکزی سیلو وجود دارند، بنابراین درهنگام نمونه­برداری، باید نمونه‌های بیشتری از این نواحی سیلو جمع آوری گردند تا امکان مقایسه کیفیت علوفه در بخش­های معمول و مشکل­دار سیلو وجود داشته باشد. برای مثال در هنگام مواجهه با ناپایداری هوازی و افزایش دمای علوفه­ی سیلویی در بخش جلویی، علاوه بر نمونه برداری از این بخش، نمونه دیگری از 60 تا 90 سانتی­متری عمق این قسمت به­منظور فراهم آوردن مبنایی برای امکان مقایسه بین مناطق سالم و آسیب دیده وجود داشته باشد. درخواست ارزیابی‌های مختلف درخصوص علوفه سیلو شده، اغلب نتیجه‌ی مشاهدات صورت گرفته بر روی گاوهای شیری ازجمله وجود مدفوع شل در بهاربند یا وجود دانه ذرت در مدفوع بوده و متخصص و مشاور تغذیه گله باید برنامه­ی پایش از پیش تعیین‌شده و مدونی دربردارنده مشاهدات گاوهای شیری تا نظارت و پایش مستمر روش خوراک­دهی و  ارزیابی علوفه سیلویی تغذیه شده در قالب جیره، را در دستور کار خود قرار دهد. آماده نمودن فهرستی از مشاهدات عینی و توصیفی قبل از آغاز فرایند ارزایابی سیلو می­تواند سبب ارایه نتایج بهتر در اثر ارزیابی شود. برخی از این موارد می­تواند دربردارنده­ی  (1) ارزیابی نحوه­ی مدیریت سیلو در محل برش و برداشت، (2) ثبت تغییرات در میزان تراکم و فشردگی، (3) نرخ برداشت از سیلو، (4) اطمینان از توزیع یکنواخت برداشت علوفه از سراسر دهانه سیلو، (5) علامت‌گذاری خطوط و (6) بررسی وجود یا عدم وجود کپه­ها یا کانال‌های ناپایدار ظاهر شده به‌صورت تغییرات رنگ، تفاوت‌ها در میزان فشرده­سازی یا فساد و کپک­زدگی آشکار در برخی مناطق، باشد. کسب اطمینان از  ایمن بودن سیلو قبل از نزدیک شدن به بخش جلویی آن به­منظور جمع­آوری اطلاعات و مشاهدات، ضروری است. وجود برخی لوازم و تجهیزات آزمایشگاهی در محل گاوداری،  قادر به فراهمی سریع اطلاعات عینی، دقیق و کاهش هزینه­های ارسال نمونه به آزمایشگاه­های تخصصی ارزیابی علوفه شود. با این­حال،  در اغلب موارد بمنظور کسب اطمینان از دقت و صحت آزمایش­ها، هر دو روش مورداستفاده قرار گرفته و داده­های حاصل از ارزیابی‌های صورت­گرفته در مزرعه، را می­توان با استفاده از داده‌های حاصل از آزمایشگاه، اعتبار سنجی نمود. جدول 11 ارزیابی‌های صورت گرفته در گله را با تجزیه‌های آزمایشگاهی مقایسه می‌نماید. ارزیابی pH علوفه سیلو شده با استفاده از کاغذ تورنسل به­عنوان یک روش تقریبا دقیق و مقرون به صرفه از نظر اتصادی یا pH متر قابل حمل، می‌تواند برای تعیین  یکنواختی یا عدم یکنواختی pH سیلو مورد استفاده قرار گیرند. این ارزیابی­ها  قادر به تعیین علت افزایش pH سیلو به­دلیل رشد باکتری­های کلستریدیومی یا ناپایداری هوازی هستند. بمنظور استفاده از این روش در ارزایبی میزان pH سیلو، ابتدا حدود 30 تا 60 گرم از علوفه سیلو شده و آب را با نسبت 1:1 در داخل ظرف ریخته و حداقل به مدت یک دقیقه باهم مخلوط نموده و سپس، یک نوار کاغذ تورنسل را جدا و وارد محلول می‌کنیم. رنگ نوار تورنسل را با جدول رنگی روی جعبه (شکل 9) مقایسه نموده و نتیجه را با مقادیر استاندارد یا مورد انتظار می­سنجیم. علوفه ­های لگومینه سیلو شده همانند یونجه و شبدر به دلیل تفاوت در مقدار ماده خشک و ظرفیت بافری، معمولا مقادیر pH پایانی بالاتری (در محدوده­ی 5/4 -4) در مقایسه با علوفه ذرت و  گندمیان سیلو شده (در محدوده­ی 2/4 -7/3) دارند. ابزارهای سنجش دما برای جمع‌آوری داده‌های دمایی سیلو به­کار می­روند. این داده­ها می­تواند شاخصی از یکنواختی یا غیریکنواختی تخمیر بوده و اغلب همراه با داده­های pH در ارزیابی ثبات سیلو مورد استفاده قرار می­گیرند. به‌عنوان‌مثال، در توصیف وقایع حاصل از  ناپایداری هوازی سیلو (مصرف اسیدلاکتیک به‌عنوان سوبسترا توسط مخمر)  به­دلیل وجود مخمر، داده­های ارزیابی سیلو و دما نشان­دهنده­ی افزایش pH علوفه سیلو شده و تولید گرما (فعالیت‌های تنفسی میکروارگانیسم‌های هوازی مسئول فساد سیلو، سبب  افت ماده خشک بدلیل تولید دی‌اکسید کربن و آب شده و علاوه بر این تولید حرارت می­نمایند) است. لذا استفاده از نقاط مختلف سیلو  در جمع‌آوری داده‌ها و تفسیر صحیح آنها به بررسی صحیح خسارات وارده در اثر فراهمی امکان فعالیت هوازی در مرحله برش، بارگیری و انتقال سیلو، منجر می­شود. دمای مناسب عمق سیلو، در محدوده­ی 10 درجه سانتی­گراد بالا یا پایین­تر از میانگین دمای محیطی در زمان برداشت محصول و پرکردن ساختمان سیلو است. ثبت دماهای خارج از حد بالای این محدوده دمایی، می­تواند نشانه­ای از تخمیر ناکارآمد در سیلو در فازهای آغاز و پایان تخمیر و یا فعالیت بیش‌ازحد میکروارگانیسم­های مسئول تولید کپک، فساد و ناپایداری هوازی در زمان تخلیه و بارگیری علوفه­ی سیلو شده باشد. دماهای نزدیک به 55 تا 60  درجه سانتی‌گراد یا بیش­تر نشان­دهنده­ی فعالیت فاسدآور باسیلوسی در سیلو بوده و منجر به افزایش مقدار نیتروژن نامحلول در شوینده اسیدی در گزارش‌های  ارزیابی آزمایشگاهی می‌شود. دو نوع عمده دماسنج قابل توصیه در فرایندارزیابی دمای علوفه­ی سیلویی شامل دماسنج پروبی و دماسنج غیرتماسی (مادون قرمز) با محدوده­ی قیمتی یکسان هستند. دماسنج­های پروبی تماسی می­توانند با جمع­آوری داده­های دمایی از بخش­های عمقی تر سیلو (به عنوان مناطق پایدار سیلو در مقایسه با سطح برداشت از سیلو که در معرض هوا است)، داده­هایی را به عنوان داده های مرجع بمنظور مقایسه با داده های جمع­آوری شده از سطح برداشت سیلو با استفاده از دماسنج های غیرتماسی مادون قرمز فراهم نمایند.

تعیین طول برش بمنظور ارزیابی مقادیر الیاف مؤثر و سهم آن در حفظ سلامت شکمبه، یکی دیگر از فرایندهای ارزیابی خصوصیات فیزیکی موثر در ارزش تغذیه‌ای است. الک جداکننده ذرات دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا یک روش استثنایی جهت ایجاد اطمینان از مناسب بودن طول برش الیاف طی فرایند برداشت و برش محصول توسط ماشین­آلات برداشت (چاپر) است. بنابراین ارزیابی صحیح هنگام برداشت، سبب توصیه­هایی جهت رفع مشکلات موجود شده و از هدر رفت محصول سیلوشده در مرحله تغذیه­ی بدلیل عدم کفایت الیاف در تحریک فرایند جویدن و تولید بزاق (الیاف موثر فیزیکی) جلوگیری می­نماید.

تعیین ضرایب گوارش‌پذیری نشاسته و الیاف نامحلول در شوینده خنثی، اطلاعات ارزشمندی درخصوص تفاوت بین علوفه­های مختلف سیلوشده و یا اثر طول زمان­های مختلف ذخیره در سیلو بر شاخصه­های ارزش غذایی علوفه سیلو شده فراهم می­آورد. ارزیابی الگوی تخمیری علوفه سیلو شده با استفاده از آزمایشگاه‌های تجاری آزمون علوفه، بمنظور تعیین کیفیت علوفه سیلو شده در مزارع، قابل انجام است. این گزارش­ها در ارتباط با تخمیر علوفه­ی سیلو شده شامل pH، غلظت اسیدلاکتیک، اسید استیک، اسید پروپیونیک و بوتیرات،‌ آمونیاک و اتانول بوده و می­تواند به عنوان شاخصی از کیفیت تخمیر علوفه در سیلو (عالی،متوسط و یا ضعیف) ارایه نماید. تأثیر عوامل مختلف مربوط به علوفه همانند مقدار رطوبت، ظرفیت بافری و غلظت کربوهیدرات­های محلول و قندها بر کیفیت تخمیر در بخش­های پیشین مورد بحث قرار گرفته اند. علاوه بر این، عوامل مدیریتی همانند سرعت کوبیدن سیلو، میزان فشردگی یا چگالی سیلو، نوع افزودنی مورداستفاده، طول برش قطعات خردشده، نحوه­ی مدیریت سیلو در طول دوره­ی انبار کردن و مدیریت سیلو در طول مرحله تخلیه، بارگیری و تغذیه، می‌تواند الگو و کیفیت تخمیر را تحت تأثیر قرار دهد. به عنوان یک قانون کلی، هدف عدم وجود  بوتیرات در علوفه­ی سیلو شده است. سنجش‌های میکروارگانیسم­های هوازی سیلو شامل مخمرها، قارچ­ها و جمعیت باسیلوس ها، به صورت واحدهای کلونی ساز در هر گرم از ماده خوراکی (cfu/g) است. باتوجه به نیاز میکروارگانیسم‌های هوازی به اکسیژن و  تأمین آن از طریق نفوذ هوا، وجود آنها نشان‌دهنده ناپایداری هوازی سیلو بوده و مقادیر cfu میکروارگانیسم­های هوازی کمتر از 100 هزار برای هر یک از میکروارگانیسم‌های عامل فساد (مخمر، قارچ و باسیلوس)، عددی مطلوب محسوب می­شود.

  آیا گاوها همان جیره ای را که شما تنظیم کرده اید مصرف می­کنند؟

این نوشتار مروری بر عوامل موثر بر میزان خوراک مصرفی، میزان انتخاب خوراک در آخور و اثر آن بر تولید و سلامت گاوهای شیری است.

مصرف خوراک

مصرف خوراک هم یک ورودی و هم یک خروجی از عملکرد شکمبه است. مصرف خوراک از نقطه نظر اینکه مقدار خوراک عرضه شده و روش عرضه آن میزان مصرف خوراک را تعیین می­کند و بر خروجی شکمبه تاثیر گذار است، به عنوان یک ورودی است.

مصرف خوراک بوسیله عوامل زیر تحت تاثیر قرار می­گیرد:

بطور کلی مدل­های تغذیه­ای، مصرف ماده خشک (DMI) را بصورت تابعی از وزن بدن با توان 0.66 تا 0.75 پیش­بینی می­کنند. انجمن تحقیقات ملی از یک مدل کامپیوتری برای ایجاد جداول پیش­بینی کننده مصرف ماده خشک برای گاو در وزن­ها، سطوح تولیدی و مراحل شیردهی مختلف استفاده کرده است. این معادلات در بردارنده متغیرهایی مثل سطح کنسانتره خوراک، میزان خروجی انرژی از شیر، پتانسیل مصرف علوفه سیلوشده، هفته شیردهی، پتانسیل مصرف علوفه و مقدار نشاسته علوفه هستند. عوامل مختلفی می­توانند سبب کاهش مصرف خوراک شوند که برخی از این عوامل در ادامه مورد بررسی قرار گرفته­اند.

 

نکات کلیدی برای رسیدن به مصرف بالای خوراک در جیره­های کاملا مخلوط

 

پایش و ارزیابی جیره­های کاملا مخلوط

پایش و ارزیابی جیره­های کاملا مخلوط یک فرایند مزرعه­ای به­منظور ارزیابی نحوه­­ی مدیریت علوفه­ی سیلو شده، ارزیابی نحوه­ی توزیع خوراک، سطح خوراک و میزان جداسازی خوراک توسط دام در طول آخور، ارزیابی فرایند مدیریتی خوراک و تجهیزات ساخت خوراک، ارزیابی فرایند بارگیری و مخلوط سازی جیره­ی کاملا مخلوط و ارزیابی میزان یکنواختی و فرایند خوراک­دهی با استفاده از جیره­های کاملا مخلوط، است. هدف این فصل ارایه راهنمایی­های عملی در ارتباط با کاهش نوسان جیره­های کاملا مخلوط، مدیریت علوفه­ی سیلویی و فرایند بارگیری و مخلوط کردن جیره­های کاملا مخلوط است.

 

 

اتخاذ راهکارهای مناسب مدیریتی در خصوص کیفیت علوفه­ی سیلوشده از مهم­ترین زیربخش­های فرایند پایش و ارزیابی جیره­های کاملا مخلوط است. در این ارتباط برخی توصیه­ها به­منظور حداقل نمودن ضایعات علوفه­ی سیلوشده و کاهش تغییرات در میزان ماده خشک و مواد مغذی وجود دارد. ازجمله این موارد، می­توان به اطمینان از برداشت علوفه از سطح سیلو به­صورت صاف و عمودی و برای مصرف روزانه،  برداشت روزانه­ی عمق مناسبی از سیلو، به­منظور کاهش ضایعات و جلوگیری از افزایش حرارت، ایجاد پوشش پلاستیکی با مواد چند لایه و استفاده از پلاستیک های محدود کننده اکسیژن در محل برداشت و اطمینان از جلوگیری از نفوذ هوا با استفاده از وسایل سنگین دردسترس همانند لاستیک ماشین، اطمینان از عدم اختلاط بخش فاسد شده­ی سیلو با علوفه­ی تازه برداشت شده از سیلو، کسب اطمینان از شل نبودن سطح سیلو پس از برداشت علوفه و همگنی علوفه­ی سیلویی برداشت شده با استفاده از بیل مکانیکی قبل از اختلاط با سایر اجزای خوراک، اشاره نمود. مطلب قابل اشاره، وجود نوسان قابل توجه در میزان ماده خشک و محتوای مواد مغذی ازجمله پروتئین خام در سطح برش عمودی علوفه­ی ذرت سیلوشده با سطوح مختلف رطوبتی در ساختارهای سیلویی و علوفه­ی سیلوشده در کیسه­های نایلونی مخصوص است، که اطمینان از همگنی علوفه­ی سیلویی برداشت شده، نکته­ی کلیدی از نظر اغلب مشاورین تغذیه­ای در کاهش تفاوت بین جیره­ی تنظیمی با استفاده از نرم­افزار و جیره­ی تهیه شده در مزرعه است. باتوجه به وجود غلظت بالای موادمغذی در علوفه­ی سیلوشده در کیسه­ها، مخلوط نمودن کوتاه مدت آن با استفاده از تجهیزات مکانیکی مزرعه و تخلیه­ی آن در محل ساخت خوراک به­منظور سهولت اختلاط با سایر موادخوراکی در ساخت جیره­های کاملا مخلوط، توصیه می­شود.

نمونه برداری از خوراک های کاملا مخلوط

انجام صحیح فرایند نمونه­برداری، یکی از اساسی­ترین موارد در خصوص ارزیابی یکنواختی جیره­های کاملا مخلوط ارایه شده در طول آخور است.

 

در این ارتباط، استفاده از 10 نمونه با اندازه و حجم یکسان با فواصل مساوی در سراسر طول آخور به­صورت ردیفی، بلافاصله پس از عرضه­ی خوراک و قبل از هم­زدن و آغاز خوردن توسط گاوها، با استفاده از پیمانه­ای با حجم حدود یک لیتر (350 تا 550 گرم نمونه) و اطمینان از عدم تغییر رطوبت نمونه قبل از ارسال به آزمایشگاه به­واسطه­ی استفاده از کیسه­های نایلونی مخصوص 4/1 لیتری زیپ­دار توصیه می­شود. اطمینان از یکسان بودن اندازه­ی نمونه­ها به­منظور عدم ایجاد اختلال در نتایج ارزیابی با الک پنسیلوانیا ضروری است. ثبت هرگونه جزئیات در زمان نمونه­برداری به کسب نتایج دقیق­تر کمک خواهد کرد. نحوه­ی شماره­گذاری نمونه­ها باید شاخصی از ترتیب زمانی فرایند بارگیری و تخلیه­ی واگن خوراک­ساز بوده و قادر به تعیین اثر زمان بارگیری و میزان ماندگاری در واگن بر همگنی خوراک تهیه شده خواهد بود. با این­حال، توجه به این نکته ضروری است که این امر در واگن­هایی با  قابلیت تخلیه­ی همزمان خوراک از بخش جلو و عقب امکان­پذیر نیست. الزام به حرکت رفت و برگشتی واگن خوراک در طول آخور در تخلیه­ی مناسب خوراک نیز امکان این نوع ارزیابی را از بین می­برد.

هدف اصلی از فرایند پایش و ارزیابی جیره­های کاملا مخلوط، کاهش تغییرات ترکیبات اصلی جیره شامل علوفه­های خشک و سیلوشده همانند ذرت و یونجه سیلوشده، کنترل فرایند مخلوط­سازی اجزای جیره­های کاملا مخلوط و کاهش میزان تغییرات حاصل از در نقاط مهم کنترلی در فرایند تهیه­ی آن است. 9 عامل مهم به­صورت منفرد و یا با اثرات متقابل به­عنوان عوامل مهم در ایجاد تغییر در ترکیب جیره­های کاملا مخلوط ازجمله عدم توان تیغه­ها در ایجاد برش، فرسودگی تجهیزات مخلوط­کن و صفحه برگرداننده، مدت زمان مخلوط کردن بعد از افزودن اجزای خوراک، کارایی مخلوط سازی، حالت و اندازه­ی بارگیری اجزای خوراک، کیفیت علوفه­ی خشک مورداستفاده و فرآوری قبل از افزودن به واگن مخلوط­کن، ترتیب افزودن مواد تشکیل دهنده­ی جیره، میزان افزودن و چگونگی توزیع مایعات در واگن مخلوط کننده­ی خوراک و در نهایت سرعت چرخش تیغه­ی عمودی همزن شناسایی شده­اند. در این میان دو نوع اصلی همزن­های افقی و عمودی در واگن­های مخلوط کن دستگاه خوراک­ساز وجود دارد. واگن­های مخلوط­کن نیز دارای انواع مختلفی همانند واگن­های ثابت، قابل حمل توسط تراکتور یا قابل نصب بر روی کشنده هستند. سیستم­های خوراک­ساز دارای همزن افقی به عنوان معمول­ترین تجهیزات مورداستفاده دارای انواع مختلفی از نظر تعداد تیغه­ی مخلوط­کن مورد استفاده و تجهیزات جانبی آن ازجمله سیستم­های مجهز به یک، سه یا چهار مته همزن، سیستم­های مجهز به مته همزن و سیستم مخلوط­کن غلطکی و سیستم­های مخلوط­کن استوانه­ای هستند. باتوجه به ظرفیت مناسب واگن­های مخلوط کن عمودی در تهیه­ی خوراک­های مرطوب، سیستم­های خوراک­ساز عمودی مجهز به یک، دو یا سه همزن، در برخی مزارع شیری و پرواری جایگزین واگن­های مخلوط کن افقی شده­اند. صرف­نظر از نوع و برند تجاری خوراک­سازهای مورد استفاده، پیروی دقیق از فرایند ارایه شده در راهنمای تهیه­ی خوراک و تضمین رعایت 9 مورد تأثیرگذار فوق­الذکر، منجر به تولید خوراک با کیفیت مناسبی می­شود. با این­حال، فرسودگی و عدم تنظیم صحیح تجهیزات موجود در واگن­های خوراک­ساز، اعم از مته­های همزن، پره­ها و صفحه­های برگرداننده­ی خوراک، می­تواند میزان یکنواختی اندازه قطعات خوراک، رطوبت جیره­های کاملا مخلوط و توزیع مواد مغذی در آخور یا به­طور کلی کیفیت مخلوط خوراک تهیه شده را تحت تاثیر قرار دهد.

یکی از رایج­ترین اشتباهات و از مهم­ترین عوامل عدم کارایی مناسب سیستم­های خوراک­ساز در تهیه­ی خوراک با کیفیت مناسب، عدم اختصاص زمان کافی به­منظور یکنواخت سازی اندازه قطعات و مخلوط کردن اجزای خوراک پس از افزودن آخرین  جز خوراک (ذرت سیلوشده یا افزودنی­های مایع همانند ملاس) است. زمان کافی .به­منظور مخلوط نمودن صحیح خوراک به­عوامل مختلفی همانند تعداد چرخش تیغه­های همزن در دقیقه و نوع سیستممورد استفاده دارد. این زمان برای سیستم­های مجهز به مخلوط­کن افقی با تیغه­ همزن حداقل 5 دقیقه و در سیستم­های مجهز به مخلوط­کن عمودی و سیستم­های مجهز به تیغه همزن و غلطک بین 5-3 دقیقه است. عدم رعایت حداقل زمان موردنیاز برای مخلوط­سازی سبب تولید جیره­های غذایی ناهمگن می­شود.

علاوه بر موارد فوق­الذکر، نحوه بارگیری اقلام خوراکی در سیستم تهیه­ی خوراک، قادر به تحت تأثیر قرار دادن کیفیت خوراک تولیدی از نظر نحوه­ی مخلوط­سازی و یکنواختی توزیع مواد مغذی است. محل صحیح ریختن اقلام خوراکی در سیستم­های مختلف خوراک­دهی باتوجه به نوع سیستم از نظر افقی و عمودی بودن سیستم همزن و تعداد تیغه­های همزن متغیر است. در این ارتباط توصیه­هایی به­منظور افزایش کارایی ساخت مخلوط خوراک در خصوص نحوه­س صحیح بارگیری واگن مخلوط کن ارایه شده است. بر این اساس، در سیستم­های مجهز به یک تیغه همزن و غلطک، دستیابی به مخلوط یکنواخت مستلزم بارگیری در سراسر طول تیغه­ی همزن و بخش مرکزی واگن، در سیستم­های خوراک­ساز افقی مجهز به یک، دو، سه و 4 تیغه­ی همزن بارگیری در مرکز واگن است، درحالی­که در سیستم­های خوراک­ساز مجهز به یک تیغه همزن عمودی از هر دو طرف جعبه می­توان فرایند بارگیری را انجام داد. در ارتباط با سیستم­های خوراک­ساز عمودی دو و سه محور، باوجود امکان استفاده از هر دو سمت واگن در افزودن اقلام خوراکی، در سیستم­های دو محوره و سه محوره بارگیری به ترتیب باید در بین دو محور و بر روی محور تیغه – همزن میانی انجام شود. یک استثنا در ارتباط با نحوه­ی بارگیری سیستم­های خوراک­ساز عمودی، لزوم افزودن بسته­های بزرگ علوفه (مکعبی یا دوار) در مرکز و بالای محورها به­منظور افزایش کارایی کاهش اندازه قطعات و تولید جیره­های یکنواخت است. افزودن خوراک مایع در بخش ابتدایی واگن، سبب اتصال بیشتر مواد افزوده شده به قطعات کوچک باقی مانده در الک پایینی نسبت به قطعات درشت­تر موجود بر روی الک میانی شده و این وضعیت با پیشرفت روند تخلیه­ی واگن تشدید می­شود. این نتایج درحالی است که تغییر محل بارگیری مایعات به مرکز واگن خوراک­ساز یا بین دو محور هم­زن باعث ایجاد نتایج یک­نواخت تری می­شود عدم رعایت این مطلب همواره با خطر عدم توزیع یکنواخت خوراک و افزایش خطر ابتلا به ناهنجاری­های متابولیکی به­واسطه­ی کاهش اندازه ذرات موثر در جیره­های کاملا مخلوط همراه است. علاوه بر این، توجه به این مطلب ضروری است که استفاده از مدت زمان بیش از حد مخلوط­سازی به­منظور جبران خطاهای ناشی از عدم رعایت اصول بارگیری سیستم خوراک­ساز باعث افزایش هزینه­های مربوط به سوخت و اتلاف زمان مفید و قابل استفاده­ی کارگری می­شود. بنابراین رعایت تمامی موارد در خصوص بارگیری صحیح واگن­های خوراک­ساز به­عنوان تلاش در جهت افزایش کیفیت و یکنواختی جیره­های تولیدی و کاهش هزینه­های مرتبط با ساخت خوراک ضروری است.

بارگیری واگن­های خوراک­ساز به مقدار بیش از ظرفیت آن در سیستم­های خوراک­ساز افقی و عمودی، به­دلایل مختلف اعم از عدم تطبیق ظرفیت خوراک­ساز و جمعیت گله، توزیع نامناسب حیوانات در بهاربندها، نوسان در میزان رطوبت علوفه به­دلیل اشغال فضای بیش­تر توسط دارای رطوبت کم­تر، و ایجاد نیاز جدید به خوراک­ریزی در حین فعالیت سیستم خوراک­دهی با ظرفیت کامل، علاوه بر ضعف در تولید جیره­های یکنواخت به­واسطه­ی کاهش قدرت هم­زدن و یکنواخت سازی، سبب اتلاف گسترده­ی خوراک در رمان بارگیری، خوراک­ریزی و افزایش هزینه­های تغذیه­ای می­شود. بارگیری واگن­های خوراک­ساز به­مقدار ظرفیت آن علاوه بر رفع موارد فوق، به کاهش درصد ضریب تغییرات در خصوص توزیع اندازه­ی قطعات در سیستم غربال پنسیلوانیا و بهبود کیفیت و یکنواختی جیره­های کاملا مخلوط تولیدی منجر می­شود. نوع و کیفیت علوفه خشک مورداستفاده و نوع فرآوری آن قبل از بارگیری داخل واگن خوراک­ساز، قادر به تأثیرگذاری بر کیفیت جیره­های کامل تولیدی است. خردکردن به­منظور کاهش اندازه­ی قطعات را می­توان مهمترین فرآوری علوفه­های خشک قبل از افزودن به سیستم خوراک­ساز به­منظور اطمینان از تولید جیره­های یکنواخت و جلوگیری از جداسازی اجزای خوراک کاملا مخلوط در آخور دانست. اندازه­ی قطعات مطلوب باتوجه به نوع علوفه (یونجه خشک ، علوفه­ی خشک گندمیان و کاه) متغیر بوده و بر این اساس صفحات غربالی متفاوتی (6،8 و 4 اینچ به ترتیب یونجه خشک ، علوفه­ی خشک گندمیان و کاه) به­منظور کاهش اندازه قطعات انواع مختلف علوفه­ها مورد استفاده قرار می­گیرد. علاوه بر این درصورت تمایل به عدم تعویض صفحه­ی غربال می­توان شرایط مناسب برای هرکدام از انواع علوفه­ها را با تغییر در سرعت چرخش محورهای همزن فراهم نمود. برای مثال در ارتباط با یونجه خشک و کاه، به­ترتیب سرعت­های کمتر برای یونجه و سرعت­های بالا برای کاه مورد استفاده قرار می­گیرد. کیفیت و کفایت فرآوری علوفه به تعداد تیغه­ها، ‌ْسرعت همزن و شرایط تیغه­ها از قبیل نحوه­ی سرویس و نگهداری بستگی دارد. عدم کفایت فرآوری که با افزایش مشاهده­ی قطعات بلندتر علوفه در آخور نمایان می­شود، می­تواند نشان­دهنده­ی عدم کفایت سرویس و نگهداری (کند بودن تیغه­ها)، عدم کفایت زمان مخلوط شدن یا عدم رعایت ترتیب صحیح بارگیری اقلام خوراکی باشد.

ترتیب افزودن اقلام خوراکی به واگن خوراک­ساز

تحقیقات مختلفی اهمیت ترتیب افزودن اقلام خوراکی به واگن خوراک­ساز در تعیین کیفیت جیره­های کاملا مخلوط تولیدی را نشان داده­اند. با این­حال، نوع سیستم مخلوط کن اعم از سیستم­های افقی و عمودی و تعداد محور همزن، نوع اقلام خوراکی مورداستفاده در تهیه­ی جیره­های کاملا مخلوط از نظر میزان چگالی و رطوبت، شکل و اندازه قطعات و قابلیت سر ریز شدن، سطح مورد استفاده از اقلام مختلف در ترکیب جیره و درنهایت سهولت بارگیری باتوجه به محل استقرار مواد خوراکی در انبار و فرصت زمانی برای ساخت خوراک، قادر به تحت تأثیر قراردادن ترتیب افزودن اقلام خوراکی به سیستم خوراک­ساز است. معمولا خوراک­های با طول قطعات بلندتر و چگالی کم­تر اولین اقلام خوراکی بارگیری شده در داخل سیستم خوراک­ساز بوده و درمرحله­ی بعد اقلام خوراکی با چگالی بالاتر و خشک و درنهایت خوراک­های مرطوب و مایع بارگیری می­شوند. مطلب قابل توجه در ارتباط با اقلام خوراکی خشک باچگالی بالا، ضرورت زود افزایی اقلامی است که دارای مقدار کم­تری در جیره هستند. این امر به­منظور کسب اطمینان از کفایت مخلوط شدن ضروری بوده و مکمل­های چربی محافظت شده در شکمبه و مکمل­های موادمعدنی - ویتامینی را می­توان مهمترین مثال از این دسته مواد، با ضرورت حفظ نسبت 1 به 50 وزنی در ارتباط با کل مواد موجود در واگن مخلوط­کن خوراک­ساز دانست. روش­های مختلفی از ترتیب افزودن اقلام خوراکی به واگن همزن خوراک­ساز ارایه شده­اند. با این­حال ترتیب ذیل را می­توان نمونه­ای نسبتا ایده­آل در ارتباط با سیستم­های خوراک­ساز عمودی و سیستم­های افقی 4 محوره دانست. بر این اساس، ساقه­های بلند یا قطعات خردشده­ی علوفه­ی خشک یا کاه اولین اقلام بارگیری شده بوده و پس از آن به ترتیب، دانه غلات خشک، مواد خوراکی خشک با مقدار کم، مخلوط مکمل­های پروتئینی، فرآورده های فرعی کشاورزی و صنعتی مرطوب، علوفه­ی پلاسانده­ی سیلوشده، ذرت سیلوشده و مواد مایع، به مخزن مخلوط­کن افزوده می­شوند. با این­حال، در سیستم­های خوراک­ساز مجهز به غلطک، ترتیب افزودن علوفه­ی خشک و غلات به­منظور جلوگیری از ایجاد آسیب به غلطک جابجا شده و بارگیری سایر اقلام خوراکی به­صورت توالی فوق ادامه می­یابد. با این­حال ترتیب ارایه شده غیرقابل تغییر نبوده و باتوجه به نوع اقلام خوراکی مورداستفاده در ترکیب جیره، احتمال تغییر در ترتیب افزودن اقلام به­منظور افزایش کیفیت و یکنواختی جیره­های تولیدی وجود دارد. علی­رغم تأثیر قابل­توجه ترتیب بارگیری اقلام بر کیفیت و یکنواختی جیره­های تولیدی، اصرار بر عادات معمول و یا تفاوت در سهولت دسترسی و بارگیری اقلام مختلف خوراکی، مانع از رعایت دقیق ترتیب فوق­االذکر در افزودن مواد خوراکی در اغلب واحدهای پرورش گاوهای شیری است.

نحوه­ی توزیع اقلام خوراکی مایع در سیستم­های خوراک­ساز

محدوده­ی وسیعی از اقلام خوراکی مایع از جمله آب، آب­پنیر و ملاس با اهدافی گوناگون همانند حمل مواد معدنی کم مصرف، افزایش میزان رطوبت یا قند و کاهش احتمال جداسازی جیره توسط گاو و افزایش میزان یکنواختی جیره­ها مورد استفاده قرار می­گیرند. وجود خاصیت چسبندگی در برخی اقلام مایع مورد استفاده همانند ملاس و آب پنیر سبب افزایش اتصال ذرات ریز به قطعات درشت­تر و درنتیجه افزایش یکنواختی در توزیع اندازه­ی قطعات جیره­های کاملا مخلوط در ارزیابی با سیستم غربال پنسیلوانیا شده و میزان ذرات ریز موجود در غربال یا سینی زیرین به­میزان 7-5 درصد کاهش و به محتوای غربال میانی یا بالایی افزوده می­شود. میزان موفقیت دراین ارتباط به عوامل مختلفی همانند نوع اقلام مایع و سطح مورداستفاده از آن در ترکیب جیره­های کاملا مخلوط بستگی دارد. باوجود مزایای عنوان شده در ارتباط با افزودن اقلام مایع، دو مشکل عمده در ارتباط با نحوه­ی افزودن یا توزیع خوراک مایع در داخل واگن خوراک­ساز و زمان لازم به­منظور انجام این کار از مهمترین چالش­های موجود در خصوص استفاده از آب یا افزودنی­های مایع در ترکیب جیره­های کاملا مخلوط است. باتوجه به موارد مختلف از جمله کاهش احتمال ایجاد دلمه و توده­های به­هم چسبیده­ی مواد خوراکی، ترجیح کلی بر افزودن مایعات در آخرین مرحله پس از افزودن تمام اقلام خوراکی و کسب اطمینان از کفایت اختلاط آن­ها است. بازه­ی زمانی موردنیاز به­منظور افزودن مایعات به­عوامل مختلفی همانند مقدار برنامه­ریزی شده­ به­منظور استفاده ازمایعات و میزان فراهمی تجهیزات موردنیاز همانند سیستم لوله­ای و پمپ­ها، دارای محدوده­ای از 2 الی 10 دقیقه یا بیش­تر است.

 

استفاده از چربی‌ها در جیره گاوهای شیری

 

……در شماره­های قبلی توضیحاتی همانند نوع و مقدار استفاده از چربی­ها و انواع مکمل­های چربی در جیره گاوهای شیری ارایه شد. علاوه بر این توضیحات اولیه­ای در ارتباط با متابولیسم انواع اسیدهای چرب در شکمبه ارایه شد. در این شماره مطالب جدیدی در نقش چربی جیره غذایی در میزان چربی شیر ارایه خواهد شد.

سبب شناسی افت چربی شیر: تئوری­های پیشین

چربی شیر و عوامل تأثیرگذار بر آن همانند فرایند افت چربی شیر، بیش از یک قرن موردبررسی و مطالعه­ی پژوهش­گران مختلف قرار گرفته و تاریخ­چه­ای از نتئوری­های مختلف در ارتباط با این فرایند وجود دارد. پیچیده­گی­های قابل توجه محیط شکمبه به­خصوص در ارتباط با وضعیت مرتبط با افت چربی شیر، شناسایی عوامل مربوط به تغییرات جیره­ی غذایی مرتبط با فرایند سنتز چربی شیر و تعیین ارتباط عوامل مختلف جیره­ی غذایی با افت چربی شیر، را پیچیده­تر می­کند. نظریه­ی کاهش میزان چربی شیر به­دلیل محدودیت در جذب اسیدهای چرب از دستگاه گوارش، یکی از اولین نظریه­های ارایه شده در ارتباط با سبب­شناسی افت چربی شیر  بوده و باتوجه به ایجاد افت چربی شیر درهنگام مصرف جیره های غنی از چربی، به اثبات نرسید. مطالعات مختلف نشان­دهنده­ی عدم توان فراهمی مخلوط اسیدهای چرب از طریق تزریق شیردانی، در غلبه بر اثرات کاهنده­ی لینولئیک اسید مزدوج ترانس -10 ، سیس – 12، به­عنوان یک عامل زیست فعال کاهنده­ی میزان سنتز چربی پستانی شیر است. برخی دیگر از تئوری­ها در خصوص عوامل ایجاد کننده­ی افت چربی شیر، مرتبط با عوامل موثر بر میزان سنتز اسیدهای چرب فرار در شکمبه و اثر بالقوه­ی آن بر فرایندهای مختلف متابولیسمی، بخصوص فرایند سنتز پستانی چربی شیر است. تغییر روند تخمیر شکمبه­ای همگام با عوامل جیره­ای مرتبط با افت چربی شیر، معمولا همراه با کاهش نسبت مولی استات به پروپیونات بوده و  این امر پایه و اساس، فرضیه­ای مهم درخصوص تأثیر عرضه­ی ناکافی پیش­سازهای سنتز چربی شیر در بافت پستان همانند استیک اسید در افت چربی شیر است.

 با این­حال تحقیقات نشان داده است، در هنگام مصرف جیره های با قابلیت تخمیر زیاد،، افزایش پروپیونات بیش از کاهش تولید استات، در کاهش نسبت استات به پروپیونات نقش دارد. بااین­حال، عدم تأثیر عمده­ی تزریق شکمبه­ای استات بر میزان سنتز چربی شیر در هنگام وقوع عارضه­ی افت چربی شیر، می­تواند نشان­دهنده­ی وجود مکانیسم­های دیگر دخیل در این فرایند و عدم قطعیت این فرضیه باشد. فرضیه­ی دیگری در ارتباط با افت چربی شیر، مبنی بر نقش افزایش جذب پروپیونات و تأثیر متعاقب آن در افزایش گلوکز پلاسما و تحریک ترشح انسولین ذکر شده است. افزایش غلظت انسولین سبب افزایش فرایند سنتز چربی در بافت چربی و کاهش میزان و شدت آزادسازی اسیدهای چرب غیراستریفه در اثر تجزیه­ی تری­آسیل گلیسرول­های ذخایر چربی بافت چربی و درنهایت کاهش میزان فراهمی اسیدهای چرب زنجیربلند دردسترس یافت پستانی به­منظور سنتز چربی شیر می­شود.  با این­حال، نتایج مطالعات انجام شده درخصوص ارزیابی اثر تزریق پروپیونات، گلوکز و انسولین بر درصد و میزان چربی شیر، نشان­دهنده­ی کاهش 5 تا 15 درصدی چربی شیر در گاوهای بهره­مند از تغذیه مناسب (وابسته به روش تزریق) و کاهش 35 درصدی تولید چربی شیر در حیوانات در حال تعادل منفی انرژی و به­طور عمده به­دلیل کاهش فراهمی اسیدهای چرب تأمینی از جیره غذایی و بافت چربی بود. ایجاد کمبود ویتامین B12 در اثر کاهش سنتز شکمبه­ای به عنوان یکی دیگر از عوامل ایجاد کننده افت چربی شیر مورد آزمون قرار گرفته است. در این مطالعات، فرض بر اثر افزایش متیل مالونیل­کوآ در اثر کمبود ویتامین B  به عنوان مهارکننده رقابتی آنزیم اسیدچرب سنتاز، در کاهش سنتز پستانی اسیدهای چرب است؛ با این­حال، افزایش فراهمی تغذیه­ای ویتامین B12 قادر به تصحیح افت چربی شیر ایجاد شده توسط جیره غذایی نبوده است. درنهایت می­توان گفت، تحقیقات بی­شمار انجام شده در دهه­های قبل منجر به ارایه و آزمون نظریات مختلفی در ارتباط با عوامل ایجاد کننده افت چربی شیر بر مبنای محدودیت در فراهمی سوبسترا شده ولی درنهایت مدارک زیادی در حمایت از این نظریات ارایه نشده است.

 

نظریه نقش زیست هیدروژن دار شدن شکمبه­ای اسیدهای چرب غیراشباع در افت چربی شیر

این نظریه، تلاشی درجهت ایجاد ارتباط بین فرایند زیست هیدروژن دار شدن شکمبه­ای اسیدهای چرب غیراشباع با چند پیوند دوگانه و افت چربی شیر، به­واسطه­ی تشکیل ایرومرهای زیست فعال اختصاصی اسیدلینولئیک مزدوج و تأثیرگذاری آن­ها بر بافت­ها و سلول های مختلف بدن است. میکروارگانیسم های شکمبه طی فرایند زیست­هیدروژن­دار شدن، قادر به تولید بیش از 20 نوع ایزومر اسیدلینولئیک مزدوج با قابلیت­های بالقوه مختلف هستند. توان 3 ایزومر از مجموع اسیدهای چرب مزدوج تولیدی از جمله ترانس -10 ، سیس -12 در ایجاد افت چربی شیر، به عنوان عوامل مهار کننده­ی سنتز پستانی چربی شیر به­واسطه­ی تأثیر بر تولید آنزیم ضروری ساخت چربی در غده پستانی شناخته شده است. ایزومرهای عامل ایجاد افت چربی، در غلظت بسیار پایین و فاقد توان تأثیرگذاری بر روند سنتز چربی شیر، حتی در حیواناتی با توان تولید سطوح قابل قبول چربی شیر، هم وجود دارند. تغییرات شکمبه­ای ایجاد شده تحت تأثیر عوامل تغذیه­ای همانند مصرف بیش از حد اسیدهای چرب غیر اشباع، ‌جیره­های غنی از غلات و عوامل ایجاد pH پایین شکمبه، عاملی آغازگر در تولید بیش از حد ایزومرهای اسیدلینولئیک مزدوج کاهنده­ی چربی شیر همراه هستند. اسیدهای لینولئیک و لینولنیک در اغلب اقلام خوراکی مورداستفاده در جیره­های غذایی نشخوارکنندگان وجود داشته و به عنوان عمده سوبستراهای مورد استفاده در فرایند زیست هیدروژن دار شدن شکمبه­ای موردتوجه قرار دارند. نوع خوراک مصرفی به­واسطه­ی تاثیر بر شرایط شکمبه­ای، میزان تولید و نوع تولیدی طی فزایند زیست هیدروژن­دار شدن را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین امکان کنترل تعذیه­ای تولید ایزومرهای اسیدلینولئیک مزدوج کاهنده­ی چربی شیر وجود دارد. تغییر جمعیت میکروارگانیسم­های شکمبه متعاقب تغییر جیره­های غذایی، درنهایت منجر به تغییر در نوع اسیدلینولئیک مزدوج تولیدی شود.

 در این ارتباط افت pH شکمبه، یکی از مهمترین عوامل در تغییر جمعیتی میکروارگانیسم­های شکمبه و درنهایت تغییر در نوع اسیدلینولئیک مزدوج است. نتایج تحقیقات نشان­دهنده­ی تأثیر کاهش pH در سیستم­های کشت پیوسته در افزایش غلظت اسیدلینولئیک مزدوج ترانس -10، سیس -12، و عدم تغییر در غلظت سیس -9 ، ترانس -11 است. نتایج نحقیقات نشان­دهنده­ی تأثیر کاهش pH شکمبه در کاهش برخی میکروارگانیسم­های شکمبه به­خصوص باکتری­های سلولولایتیک، کاهش نسبت استات به پروپیونات و تغییر مسیر فرایند زیست هیدروژن دار شدن است. تأثیر ایزومرهای زیست فعال لینولئیک اسید مزدوج حاصل از فرایند تغییریافته­ی زیست هیدروژن دار شدن در افت چربی شیر، با تزریق شیردانی نمونه های خالص ایزومر سیس -9، ترانس -11 و ایزومر ترانس -10، سیس -12 اسیدلینولئیک مزدوج به اثبات رسیده است. تزریق ایزومر. ترانس -10 ، سیس -12  مزدوج به سرعت سبب افت تولید چربی شیر در 2 تا 4 روز پس از تزریق شده و قادر به توصیف کلیه­ی فرایندهای متابولیکی مرتبط با افت چربی شیر به­واسطه­ی جیره­ی غذایی است. به­علاوه این فرایند در تمامی حیوانات و با یک روند قابل پیش­بینی با ضریب همبستگی 86 درصد رخ داده است. علاوه بر ایزومر. ترانس -10 ، سیس -12 به عنوان مهمترین عامل کاهنده­ی میزان تولید چربی شیر، ایزومرهای دیگری با توان کم­تر کاهش در تولید چربی شیر، همانند ترانس -9 ، سیس  -11 و سیس -10 ، ترانس – 12 نیز دارای توان ایجاد افت چربی شیر گزارش شده اند. باتوجه به عدم امکان توصیف کل کاهش مشاهده شده در تولید چربی شیر، با استفاده از مکانیسم­های مربوط به ایزومرهای مورداشاره­ی لینولئیک اسید، احتمال تأثیرگذاری ایزومرهای ناشناخته زیست فعال دیگری علاوه بر موارد مذکور، در فرایند افت چربی شیر وجود دارد.

مکانیسم های سلولی و مولکولی افت چربی شیر ایجاد شده توسط اسیدلینولئیک مزدوج

سنتز چربی در بافت پستان و اسیدهای چرب غیراستریفه­ی دریافتی از طریق جریان خون، نقشی برابر در تأمین اسیدهای چرب موجود در شیر دارند. اسیدهای چرب غیراستریفه­ی در شبکه اندوپلاسمی استریفیه و با تجمع در ذرات چربی به سمت نوک سلول حرکت می کنند . چندین مولکول پروتئین مرتبط با غشا، و با نقش احاطه کنندگی قطرات چربی، به­عنوان عواملی ضروری در ترشح چربی شیر مطرح هستند. تعدد فرایندها و آنزیم های ضروری دخیل در سنتز چربی شیر، امکان تنظیم فرایند ترشحی در سطوح و مراحل مختلف را فراهم می کند . فرایند افت ترشح چربی شیر در اثر عوامل جیره­ای به­واسطه­ی عوامل حدواسط زیست هیدروژن دار شدن، حداکثر قادر به کاهش 50 درصدی ساخت چربی شیر می شوند. عدم توان بیش­تر در کاهش چربی شیر، سبب ارایه نظریه­ی مبنی بر نقش کنترلی جیره غذایی بر نصف چربی شیر ،و دخالت فرایندهای دیگر و یا ثبات سطوح پایه­ای چربی شیر ثابت بوده و یا به وسیله عوامل دیگر تنظیم می شود. مهترین دلیل در حفظ سطوح پایه­ای چربی شیر را می­توان نقش انرژی­زایی مهم آن برای گوساله­های در حال رشد دانست. مطلب قابل توجه، کاهش همزمان اسیدهای چرب پیش­ساخته حاصل از جریان خون و اسیدهای چرب حاصل از سنتز بافت پستانی در چربی شیر، متعاقب القای تغذیه­ای افت چربی شیر به­واسطه­ی تولید ایزومرهای ویژه­ی اسیدلینولئیک مزودج است.

 با این­حال، در شرایط کاهش شدید چربی شیر، کاهش بیش­تری در میزان اسیدهای چرب حاصل از فرایند سنتز پستانی مشاهده می شود. این امر نشان­دهنده­ی فرایند چندگانه­ی متناسب در تنظیم آنزیم­های ساخت چربی در سطوح مختلف در سطح بیان ژن، ‌میزان فراهمی آنزیم یا فعالیت آنزیمی است. پژوهش­ها نشان­دهنده­ی القای کاهش در بیان بسیاری از آنزیم های دخیل در فرایند سنتز چربی بافتی در پستان در اثر ایزومرهای زیست فعال اسیدلینولئیک مزدوج است.

پژوهش­ها نشان­دهده­ی غالبیت تنظیم بیان ژن، به عنوان عامل اصلی تنظیمی طی فرایند افت چربی شیر در حضور عوامل متعدد تنظیمی همانند یک عامل رونویسی موسوم بهSREBPI است. القای تغذیه­ای افت چربی شیر به­واسطه­ی تولید ایزومرهای ویژه­ی اسیدلینولئیک مزودج، منجر به کاهش بیان پستانی SREBPI و کاهش بیان آنزیم های متعدد دخیل در فرایند ساخت چربی شیر می­شود. اغلب آنزیم­های دخیل در فرایند سنتز چربی شیر حاوی یک فاکتور رونویسی SREBPI در بخش تنظیمی پروموتور هستند. علاوه بر این نتایجی مبتنی بر نقش سایر عوامل تنظیمی همانند عوامل تنظیمی حساس به هورمون­های تیروئیدی ارایه شده است. نظریاتی مبنی بر نقش برخی گیرنده­های هسته­ای همانند PPARs و LXRs ها وجود دارد ولی نتایج تحقیقات قادر به حمایت از آن­ها نبوده­اند. تحقیقات وسیع در ارتباط با فرایند افت چربی شیر، سبب ارایه­ی نظریه­های اساسی در خصوص مکانیسم های تنظیم کننده ساخت چربی شیر فراهم نموده و درک نحوه­ی تنظیم فرایندهای مولکولی دخیل در فرایند ساخت چربی شیر، سبب تلاش درجهت توسعه­ی روش­های زیست­فناورانه در جهت افزایش چربی شیر فراهم می کند. بر اساس تحقیقات، برخی چندشکلی­های تک نوکلئوتیدی در بهSREBPI، و پروتئین­های تنظیم کننده­ی SREBPI و S14 ، شناسایی شده که قادر به توصیف برخی تفاوت های ژنتیکی در میزان تولید چربی شیر و ترکیب اسید چرب شیر تولیدی است.

بازیابی تولید چربی شیر پس از القای تغذیه­ای افت چربی شیر

نتایج تحقیقات نشان­دهنده­ی حساسیت بالای بافت پستانی در کاهش سنتز چربی شیر، 12 ساعت پس از تزریق شیردانی اسیدلینولئیک مزدوج است. تحقیقات جدید در ارتباط با فرایند زمانی القای افت چربی شیر و بازیابی آن، نشان­دهنده­ی کاهش پیش­رونده چربی شیر و رسیدن به حداکثر کاهش 9 روز پس از آغاز آزمایش با مصرف جیره­های کم علوفه (5/29 درصد الیاف حاصل از شوینده خنثی) و غنی از اسیدهای چرب غیر اشباع (7/3 درصد ماده خشک) و بازیابی شرایط قبل از آزمون تا 18 روز پس از مصرف جیره­ی بازیابی دارای 9/36 درصد الیاف نامحلول در شوینده خنثی و اسیدهای چرب غیر اشباع با چند پیوند دوگانه کم (1/1 درصد ماده خشک) است. بنابراین می توان کلیدی ترین نتیجه از این آزمایش­ها را وجود فاز تأخیر بین مداخلات جیره­ای و مشاهده­ی تغییر روند تولید چربی پستانی دانست. این زمان انتظار حدود 10-7  و 14-10 روز به ترتیب در ارتباط با ایجاد افت چربی شیر و بازیابی شرایط قبل از مداخلات جیره­ای پس از رفع عوامل کاهنده­ی سنتز چربی گزارش شده است. اهمیت درک زمان لازم در ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی را می­توان توانایی تشخیص تفریقی عوامل ایجاد کننده­ی افت چربی شیر و تعیین زمان موردنیاز به­منظور تأثیر تصحیح جیره غذایی در بهبود چربی شیر دانست. علاوه بر این نتایج پژوهشی در ارتباط با جیره­های تسریع کننده­ی بازیابی شرایط فیزیولوژیک چربی شیر، ننشان­دهنده­ی تأثیر بیش­تر تغییر در میزان اسیدهای چرب غیرشباع جیره­ی غذایی در فرایند بازیابی شرایط قبل از افت چربی شیر، نسبت به تصحیح قابلیت تخمیر جیره غذایی است. نتایج پژوهشی نشان­دهنده­ی عدم تأثیر حذف موننسین در بازیابی روند طبیعی زیست هیدروژن دار شدن شکمبه­ای و سنتز پستانی اسیدهای چرب  است.

عوامل کلیدی تغذیه­ای در افزایش خطر افت چربی شیر

مطالعات زیادی درخصوص تأثیر عوامل تغذیه­ای فوق­الذکر به­خصوص اثر مقدار و نوع منابع علوفه­ای، ‌نشاسته­ای و اسیدهای چرب بر تولید شکمبه­ای ایزومرهای زیست قعال اسیدلینولئیک مزدوج در توسعه­ی فرایند افت چربی شیر وجود داشته و در این مقاله باجزئیات مورد بررسی قرار گرفته است. افت چربی شیر فرایندی چندعاملی و تحت تأثیر اثرات متقابل عوامل تأثیرگذار در زمان افزایش بیش از یک عامل به بیش از سطح خطرساز رخ می­دهد.

 

ادامه دارد....

 

دانلود فایل pdf:

http://parsa78.ir/administrator/pages/news/upload/_images/3e63384ad02406867ce3db3b838810c0Shahrivar-KimiaLetter-%20Final.pdf

 

 

 

برچسب: نویسنده: محمد حیدریان تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 8:12

صفحه بندی